الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
63
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شده كه : « البيّعان يترادّان » يعنى : هر يك از متعاملين هر چه گرفتهاند مىتوانند به يكديگر برگردانند . ردّة الإبل : رفت و برگشت شتران بسوى آبشخور . اردّت النّاقة : نيز در همام معنى است . استردّ المتاع : متاع را خواست كه برگرداند .
--> اصحاب ما از ابو جعفر و ابو عبد اللّه عليه السّلام روايت كردهاند كه ( اولى الامر ) امامانى از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله هستند . كه خداى تعالى اطاعت از آنها را به طور مطلق واجب كرده است همانطور كه اطاعت پيامبرش و خود را واجب گردانيده ، بديهى است كسانى كه اطاعتشان در طول اطاعت خدا و پيامبر است و امرشان به سرنوشت دنيا و آخرت فرد و جامعه و عموم مسلمين بستگى دارد و بايستى عدل و قسط و حكم خداى را اجراء كنند نمىتوانند افراد قدرتمندى كه نسبت به معارف دين و شريعت ناآگاهند باشند و با پيامبر سنخيّت شخصيّتى و ايمانى نداشتهاند باشند و اين موقعيّت در علماء و امراء حاصل نشده است ، پس وجوب اطاعت پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در كسانى است كه دلايلى بر طهارت و عصمت آنها وجود داشته باشد . ( تفسير تبيان 3 / 256 ) . و چون حيات امامان عليهم السّلام محدود بوده براى ايجاد حكومت عدل اسلامى و جهانى شرايطى را براى ( اولى الامر ) بعد از خويش ذكر كردهاند كه : « من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلّدوه » . شرايط ( اولى الامر ) پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و امامان عليهم السّلام در فقهى است كه : 1 - خويشتن دار . 2 - حافظ دين و نگهدارندهء آن . 3 - مخالف با هواى نفسانى خويش . 4 - فرمانبردار مولا و پروردگار خويش . باشد كه بر عموم مردم پيروى از چنين ( اولى الامر ) يا فقيه اعلم ، و اتقى و مدير و مدبّر و شجاع و با ستم سازش ناپذير و آگاه به مصالح حكومت دينى واجب است چنين شخصيّتى در ارجاع حكم و داورى اطاعتش لازم است و از آيات متعدّد قرآن به خوبى در بارهء عدم اطاعت از نادانان ، هواپرستان ، ستمگران ، عوام فريبان و كسانى كه به غير از خدا متكىاند به شدّت تأكيد شده است از آن جمله آيات : ( وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا - 113 / هود ) و ( فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ - 52 / فرقان ) و ( وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ - 48 / مائده ) ( وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ - 168 / بقره ) و ( اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها - 17 / زمر ) . و ( وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ - 30 / حج ) و ( فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ - 30 / حج ) و ( وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا - 150 / انعام ) و ( وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى - 26 / ص ) . و در بارهء پيروى كردن از ساير سيستمها و مكتبها با صراحت گفته است : ( وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ - 153 / انعام ) . يعنى : هرگز از راههاى مختلف كه غير از راه دين است پيروى نكنيد زيرا از راه مستقيم خدايى دور مىشويد . تذكّر : كلمه - عوام - كه در حديث فوق آمده به معنى عموم مردم است ( قاموس فيروزآبادى و نهج البلاغه 432 ) .